نوشين رشدن

يكي از مراحل مهم زندگي هر فردي دوره پرشور و آشوب نوجواني است كه با بلوغ جنسي آغاز مي‌شود و با جذب نوجوان به اجتماع پايان مي‌پذيرد. يكي از نيازهاي اساسي نوجوان نياز به استقلال و خودمختاري است كه همين دليل او عليه تمامي ارزش ما و الگوهاي مقبول خانواده قيام كرده و در برابر آنها مي‌ايستد تا خود را از شر وابستگي‌هاي كودكانه برهاند.

 

تعريف هويت

بنابراين هسته اساسي شخصيت، ادراك خويشتن و پاسخ به اين سئوال اساسي است من كيستم؛ اين سئوال به صورت مستقيم هويت فرد را به چالش فرا مي‌خواند و در واقع آن را پيش‌بيني مي‌كند و اما هويت چيست؟ وجه معنايي دارد؟ رشد هويت را معمولاً يكي از جنبه‌هاي رشد خود به حساب مي‌آورند و يكي از مفاهيمي كه تا حدودي نزديك به مفهوم هويت است همانندسازي است كه پلي است بين خود فردي و خودهاي ديگري كه جامعه در قالب نقش ما و انتظارات به خود ارايه مي‌دهد.

 

رويكرد روانشناختي

جيمزاي. مارسيا هويت را يك موقعيت وجودي يا سازماني دروني از نياز ما، توانمندي ما و ادراكات فرد از خود مي‌دانددرست مشابه پايگاه‌هاي سياسي و اجتماعي كه در بيرون اتخاذ كرده است. او براساس حضور يا عدم بحران و تعهد چهار پايگاه هويتي را تعريف مي‌كند.

1- هويت پيشرفت: اينها افرادي هستند كه بردوره‌ي تصميم‌گيري فائق آمده و اينك به دنبال اهداف ايدئولوژيكي هستند كه خود انتخاب كرده و بدان متعهد شده‌اند.

2- هويت از پيش شكل گرفته: مختص افرادي است كه گرچه به ارزش ما و اهداف ايدئولوژيكي و شغلي پايبند و متعهد گشته‌اند در انتخاب آن ما والدين و ساير منابع قدرت سهيم بوده‌اند و در آنها شواهدي حاكي از وجود بحران به چشم نمي‌خورد.

3- هويت آشفته: اين هويت را نوجواناني تجربه مي‌كنند كه هيچ گونه پايبندي نسبت به مجموعه‌اي از ارزش‌ها و اهداف درآمد ما مشاهده نمي‌شود صرف‌نظر از اين كه دوره تصميم‌گيري را گذرانده باشند و يا خير.

4- هويت تعليق: وضعيت افرادي است كه در حال حاصل براي انتخاب ايدئولوژي و شغل خويش در حال نزاع و كشمكش با فرد مستند و در واقع اكنون دوره بحران را تجربه مي‌كنند.

 

عوامل موثر بر شكل‌گيري هويت:

1- رشد شناختي. 2- مدرسه. 3- والدين. 4- عوامل اجتماعي، فرهنگي. 5- خود نوجوان.

 

درمان مشكلات هويت

DSM-IV مشكلات هويت را در زيرگروه مسايلي كه توجه باليني را مي‌طلبد قرار مي‌دهد و زماني كه اين نگراني‌‌ها و توجهات باليني در مورد مجموعه‌اي از مسايل مربوط به هويت ازقبيل اهداف درازمدت و انتخاب شغل و الگوي روابط دوستانه، رفتار و جهت‌گيري جنسيتي، ارزش‌هاي طبيعي و وفاداري‌هاي گروهي باشد مشكلات هويتي مطرح مي‌شود. مشكلات هويتي به عنوان مجموعه‌اي از ساير آسيب‌شناسي دوران نوجواني از قبيل اختلالات خلقي و اختلال شخصيت و اختلال استرس پس از سانحه و اسكيزوفرني نيز مي‌تواند نمودار شود. بسياري از نوجوانان كه در شكل‌دهي هويت ناموفق هستند تابلوي باليني مشابه به اختلال مرزي بروز مي‌دهند.

در درمان مشكلات هويت گفتگو با نوجوان و ارشاد وي براي يافتن پاسخ‌هايي براي سئوال‌هاي اساسي من مي‌خواهم چه كسي باشم؟ اهميت دارد.